ماننائیان چه كسانی بودند.
تاریخچه
در زمان ورود آریاییان و چند قرن پس از آن، تجمع فشرده اقوام و قبایل مختلف (بومیان و مهاجران) در شمال و شمال غربی ایران باعث پیدایش دولتهای محلی چون ماننا و الیپی در غرب ایران گردید که هر کدام قلمرو خاص خود را داشتند. و در سالنامههای آشوری از آنها بسیار نام برده شدهاست. مانناییها شامل اتحادی از طوایف منطقه بودند و خود، از گذشته جزیی از سازمانهای حکومتی لولوبیان - گوتیان را تشکیل میدادند. دولت ماننا دردهه نخست سده هفتم ق.م. جزیی از دولت بزرگ ماد به شمار میرفت.
اقوام تازه وارد در قلمرو جدید خود در شمال غربی ایران با آشوریان که قدرت برتر دنیای باستان بشمار میرفتند و اورارتوئیان بومی همسایه شدند. آشورها مردمی از نژاد سامی به شمار میآیند.
مرز شمالی ماننا رودخانه ارس بودهاست. پیرامون دریاچه ارومیه و دشتهای شمالی دریاچه ارومیه تا شهر تبریز کنونی و تا رودخانه سپیدرود قلمرو مانایی به شمار میآمدهاست.
پایتخت ماننا شهر زیاوه کنونی بودهاست که شهری ایرانی است.
اثار باستانی مانناها بیشتر در کردستان و آذربایجان میباشد. گنج زیویه، آثار کشف شده در قلایچی بوکان و دژ حسنلو را به مانناها نسبت دادهاند. در کاوشهای تپه حسنلو و شهر سقز و زیویه در (نزدیک سقز) نیز اثار باستانی ماننایی یافته شدهاست.
ظاهراً پادشاه ماننا امور ملک و دولت را با استبداد رای اداره نمیکرده و فعال مایشاء نبود بلکه قدرت شورای شیوخ محدودش مینمود. (تاریخ ماد ص. ۱۶۶)
سارگن دوم پادشاه آشور به سرزمین ماد تاخت، مادها شکست خوردند و ایزیرتا، زیویه و آدامائیت را ویران کرد.
در کتیبهای از زمان سطنت سارگن دوم آمدهاست....اورارتو ها چه كسانی بودند.
اورارتو نام تمدنی است که در غرب آذربایجان امروز، شرق آناتولی، و شمال کردستان،احتمالاً اجداد ارامنه وگرجیهای کنونی بودهاند و از حدود ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد، تا ششصد قبل از میلاد بر منطقه حکمرانی داشتند.
در ترجمه بابلی کتیبه بیستون، نام این قوم، اوراشتو آمدهاست. هرودوت تاریخدان یونانی آنان را آلارودیان نامیده و از آنان، جزء سپاهیان خشایارشا در لشکر کشی به یونان نام میبرد.
موقعیت استقرار
منشاء دولت اورارتو اطراف دریاچه وان بود و پایتخت آنان شهر توشیه در ساحل شرقی این دریاچه قرار داشت.بیشتر اطلاعات ما از تمدن اورارتو، از نوشتههای آشوری است. قدرت اورارتو آنها را قادر به در اختیار گرفتن تجارت قفقاز و حوزه اطراف دریای خزر میکردهاست. شهرهای اورارتو معماری خاص و شاهانهای دارند که باقیمانده بعضی از آنها در شمال کردستان، حکایت از پیشرفته بودن آن و تأثیرش بر معماری ماد و هخامنشی میکند. زبان اورارتو احتمالاً از زبانهای « هورانی» بوده (که از زبانهای مرده، قفقازی هستند) و نزدیکترین زبان مدرن به آنها، زبان گرجی است.
پادشاهان اورارتو در زمان فترت آشور ، با گسترش حوزه قدرت خود به شمال بین النهرین و شرق سوریه، عملاً نبض تجارت در منطقه آناتولی و بین النهرین را در دست گرفتند و قدرت گیری آنها تا حدی سبب کاهش قدرت امپراتوری مقتدر و جنگجوی « هیتی» در مرکز آناتولی شد. کلمه اورارتو، ریشه نام کوه آرارات است.
سلطنت اورارتو بعد از سالها جنگ و رقابت با آشور، بعد از حمله كیمری ها، در اثر حمله قوم ایرانی « سكاها » در قرن ششم قبل از میلاد،از بین رفت و باقیمانده آن، به زیر قدرت مادها در آمد.
تمدن عیلام
نام
نام این قوم هالتامتی (Haltamti) و بعد آتامتی (Atamti) بود كه اكدیان آن را عیلام تلفظ میكرده و در كتابِ مقدس یهودیان نیز به همین شكل آورده شده است. این كلمه به معنای «كوهستانی» است، كه به محل سكونتِ این مردمان در دامنههای زاگرس اشاره دارد.
نام دو استان در ایران امروز برگرفته از نام آنان است. علاوه بر استان ایلام، نام خوزستان نیز از كلمه Ūvja آمده كه مطابق كتیبه نقش رستم و كتیبه های داریوش در تخت جمشید و شوش، به معنای عیلام بوده و بنا به گفته ایرج افشار در «نگاهی به خوزستان: مجموعهای از اوضاع تاریخی، جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی منطقه» در یونانی Uxi تلفظ میشده. و اگر قول ژول آپِر را بپذیریم در عیلامی Xus یا Khuz بوده است. سِر هنری راولینسون نیز تلفظ پهلوی Ūvja را Hobui دانسته كه ریشه نام اهواز و خوزستان است. این لفظ از حاجوستان و هبوجستان استخراج شده كه در «مجمع التواریخ و القصص» (ابتدای قرن ششم هجری) در اشاره به خوزستان آمده است.زبان عیلامی
زبان عیلامی با هیچیک از زبانهای سامی و هندواروپایی ارتباط نداشته و زبانی منفرد بهحساب میآید. برخی از پژوهشگران این زبان را با زبان دراویدی در هند همخانواده می دانند.
زبانِ عیلامی، جایگاه خود را پس از ورود اقوام آریائی نیز حفظ كرد و زبان دوم نوشتاری حكومتِ ایران در دورانِ هخامنشی بود.در بیشتر سنگ نوشته های عصرِ هخامنشی ترجمه عیلامی و بابلی (زبان بین المللی آن روزگار) نوشته ها نیز آمده است.
ابن ندیم صاحب «الفهرست» در نقل قولی از المقنع (عبدالله ابن المقفع) زبانهای ایرانی را "پهلوی، دری، خوزی، پارسی و سریانی" میشمارد كه گواهیست بر حضور زبان عیلامی (خوزی) تا اوایل دوران اسلامی.
نژاد
عیلامیان نه آریایی بودند و نه سامی. برخی از پژوهشگران ایلامیان را با دراویدیان هند همخانواده میدانند.عیلامیان و سومریها
عیلامیها در برخی ادوار تاریخی تحت نفوذ دولت سومری بینالنهرین بودند. ولی در سال ۲۲۸۰ پیش از میلاد عیلامیان که در اوج قدرت خود بودند، اور پایتخت سومریان را اشغال و غارت و رب النوع آن را به اسارت بردند. سومر مستعمره و خراج گذار عیلام شد و نهایتا در ۲۱۱۵ ق.م در عصر فرمانروایی ریم سین دولت مشترک سومری – اکدی را به طوری نابود کردند که ملت سومر هیچگاه نتوانست از خرابههای تاریخ سر برآورد. مشیرالدوله پیرنیا در این مورد مینویسد:
«دِمورگان و سایر نویسندگان فرانسوی بهاین عقیدهاند که غلبه عیلامیها بر سومریها و مردمان بنی سام نتایج تاریخی زیادی دربر داشته، توضیح اینکه عیلامیها بقدری با خشونت و بقسمی وحشیانه با ملل مغلوبه رفتار کردهاند، که آنها از ترس جان از مساکن و اوطان خود فرار کرده، هرکدام بطرفی رفتهاند. بنابراین عقیده دارند مردمی که در رأس خلیج پارس و بحرین سکنی داشتند، بطرف شامات رفته و شهرهای فینیقی را تأسیس کرده در تجارت و دریانوردی معروف شدند، گروهی که ربّ النوع آسور را پرستش میکردند، بطرف قسمت وسطای رود دجله و کوهستانهای مجاور آن رفته شالوده دولت آسور را نهادند. مهاجرت ابراهیم با طایفه خود به فلسطین و بالاخره هجوم هیکسوس هایِ سامی نژاد بمصر و تأسیس سلسلهای از فراعنه در آن مملکت نیز از نتائج غلبه عیلامیها بر ملل سامی نژاد بود. اما کینگ باین عقیدهاست، که غلبه عیلامیها در ممالک غربی دوام نیافته، زیرا عیلامیها، چون استعداد اداره کردن مملکتی را نداشتند و غلبه آنها بیشتر به تاخت و تاز شبیه بود، نتوانستند ممالک مسخره را حفظ کنند.»قلمرو فرمانروایی عیلامیان
پادشاهی عیلام در اوج قدرت خود توانستهبود حتی بر بخشهای مهمی از میانرودان (بین النهرین) هم تسلط یابد، اما....كاسی ها
کاسی ها در حدود هزاره سوم پیش از میلاد و پیش از آن از راه قفقاز وارد فلات ایران شدند، از نواحی آذربایجان و طالش عبور کردند و سپس در غرب و جنوب غربی دریای خزر اسکان نمودند و به تدریج به نواحی استان قزوین و همدان آمدند، نخستین بار همدان را ساختند و آن را آکسیان نام نهادند. سر انجام در هزاره دوم پیش از میلاد در نواحی جنوبی تر در لرستان، کوهستانهای شمالی جلگه شوش در لرستان و در حدود استان کرمانشاه در مرز شرقی سوبی گالایان (در حدود جنوب کرمانشاه) ساکن شدند. این منطقه تا پیش از ظهور آنها، در هزاره سوم ق.م بخشی از قلمرو کشور ایلام بودهاست.
آنها این منطقه را تا شمال خوزستان تصرف کردند و آن را کاشن نام نهادند در اواسط هزاره سوم پیش از میلاد و در سال ۲۴۰۰ ق.م. در شمال کشور عیلام و جنوب قلمرو کاسیان (درشمال خوزستان و جنوب لرستان) به محلی برمیخوریم که کاشن نام داشت که به عنوان نشانهای از کاسیها است.
آنها در جنوب با مقابله کشور عیلام روبرو شدند و در نتیجه به نواحی شمالی کوهستانهای لرستان رانده شدند و نواحی لرستان و همدان را به طور ثابت دراختیار داشتند. جابجایی آنها در فلات ایران در اوایل هزاره سوم پیش از میلاد صورت گرفت. در هزاره سوم پیش از میلاد قدرت مقابله با کشورهای همسایه را نداشتند، در اواسط هزاره دوم پیش از میلاد کاشن را از اطراف گسترش دادند. کاسیان در سال ۲۱۹۷ ق.م. به بین النهرین حمله کردند و فتح شد. در سال ۱۹۰۰ پیش ازمیلاد اكد عیلام بین النهرین را به تصرف خود درآورد.
قلمرو کاسیان در حدود استانهای کردستان (بیت همبان) و آذربایجان (ناحیه آلا بریا در جنوب دریاچه ارومیه) و و بخش شرقی ترکیه آشنوناک (این ناحیه توسط کاسیها مسکون شد و به نام کاسی توپلیاش موسوم گردید)، همچنین در بخش وسطای رود دیاله یعنی نامار (کرمانشاه) (نامرو، ناوار باستانی حاکم شدند).
در سال ۱۷۵۰ ق.م. سپاه کاسی به ریاست گانداش از راه دشت ذهاب و شمال استان ایلام برای فتح بابل حمله کرد و بابل فتح شد. سر انجام در سال ۱۷۵۰ ق.م. جایگزین دولت بابل شدند و به سلطنت سلسله حمورابی پایان دادند. حکومت کاسیها (از ۱۲۵۰-۱۷۵۰) بر بابل ۵۰۰ ساله شد.
کاسیان بر ایلام نیز مسلط شدند و شوش را مدتها اداره نمودند. در شمال بین النهرین با دولت تازه تأسیس آشور که در اواسط قرن پانزدهم پیش از میلاد در میانههای رود دجله دولت آشور بنیان نهاده شد هم مرز شدند.
طبق آثار بدست آمده از هزاره اول پیش از میلاد آنها در نواحی دور دست ماد سکونت کردند. آنهادرنیمه هزاره اول پیش از میلاد تا حاشیه کویر مرکزی وتا نواحی اصفهان و کاشان وحتی نواحی استان تهران و مرکزی پیش روی کردند. آنها در برخی مناطق کشور ماد آینده سکونت کردند و آن را کاردونیاش نامیدند و پس از فتح آن دولت خویش را کاردونیاش نامیدند.
موقعیت جغرافیایی فلات ایران
شناخت اقوام ساكن در منطقه زاگرس
گوتی
ها و لولوبی ها و كاسی ها نخستین اقوامی
هستند كه در منطقه
زاگرس یا نواحیغربی ایران هستند.
این اقوام به ترتیب از شمال به جنوب در نواحی غربی ایران زندگی می كردند.
این اقوام همزمانبا هوری ها و اكری ها و همچنین سومری ها در بین النهرین بودند.
در
حدود هزاره چهارم قبل از میلاد نخستین موجی از مهاجرانی بودند كه
وارد سرزمین غربی ایران شدند.
دانشمندان آنها را به عنوان آزیاتیك ( آسیایی ) می شناسند.
منشا ورود این اقوام به ایران جنوب دشتهای روسیه و سیبری بودند.
هزاره
سوم پیش از میلاد از همین نواحی یعنی آسیای مركزی موجی دیگر از
مهاجرین وارد ایران شدند.
به
طور كلی آریایی ها به 2 قسمت تقسیم می شوند :
1- هندو اروپائی 2- هندو آسیایی ( ایرانی )
عده
ای از این مهاجرین وارد غرب شدند و عده ای نیز بعد از گذشتن
از جزیره بالكان وارد یونان شدند و عده ای
نیز وارد آسیای مركزی شدند و به مرور زمان در آسیا پراكنده شدند.نظر
اجمالی به هویت نخستین اقوام ساكن در منطقه زاگرس...
تاریخچه زمین و پیدایش حیات
زمین کرهای است که روی
آن زندگی میکنیم. بنا به باورهای دینی از خاک آن آفریده شدهایم و روزی
دوباره به خاك آن باز میگردیم. این کره خاکی یکی از نه سیاره منظومه
شمسی است که مانند سایر سیارات در مداری به دور خورشید میگردد. زمین
سیارهای منحصر بفرد در منظومه شمسی است که در آن آب و اكسیژن و نیتروژن که برای حیات ضروریاند، وجود دارد.
زمین در بدو پیدایش بصورت
کرهای از مواد داغ و نیمه مذاب بود. بتدریج عناصر سنگینتر تهنشین شده و
هسته فلزی را بوجود آوردند و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده
و جبه و پوسته
را تشکیل دادند. پس از گذشت چند میلیارد سال ، زمین سرد شد، سطح زمین جامد
گشت ، جو زمین شکل گرفت و اقیانوس
هنوز هم ادامه دارد: پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها
نوسازی شده ، دائما بر اثر زمین لرزه ها و حركت های قاره ای در حال تغییر
و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به
آرامی در حال تغییر است.
حرکت
زمین به شکل یک پوسته سنگی متشکل از 12 صفحه مجزاست. هر یک از قارهها روی
یک یا چند صفحه قرار گرفتهاند. این صفحات با سرعتی شبیه به سرعت رشد
ناخنهای انسان در حال حرکت هستند. صفحههای جامد ، روی سنگهای نیمه مذاب
به حالت شناور هستند که خود این سنگهای نیمه مذاب توسط جریانهای داغی که
از هسته فلزی زمین فوران میکنند، تکان تكامل زمین خورده و باعث حرکت صفحهها در سطح
زمین میشوند. بوجود آمدند.
تاریخ زمین به 2 قسمت تقسیم می شود:
1- كریپتوزوئیك و 2- پروتوزئیك
1- كریپتوزوئیك = 6/4 میلیارد سال پیش شروع میشود و همزمان با تشكیل منظومه شمسی
تا 570 میلیون سال پیش ادامه داشت.این دوره مصادف با تقویم زمین شناسی می باشد.
كریپتوزوئیك به دوره های كوچكتر تقسیم می شود :
1- هاوئن 2- آركئین 3- پروتوزئیك
دوره پروتوزئیك مصادف با به وجود آمدن آثار حیات و موجودات تك سلولی می باشد.
به زودی ادامه مطلب را برای شما عزیزان درج خواهم نمود.
به وبلاگ آزیاتیك خوش آمدید.
با سلام و عرض خوش آمد گویی به شما بازدیدكنندگان عزیز
همانطور كه مستحضر هستید این وبلاگ در مورد كشور عزیزمان ایران باستان می باشد.
محتوای این وبلاگ از پیدایش حیات روی كره زمین تا آخرین سلسله پادشاهی ایران
قبل از اسلام خواهد بود. امیدوارم مطالب این وبلاگ برای شما عزیزان مفید واقع بشود.
با تشكر
ائل آی آریامن
تبلیغات


